چرا ایران عرصه نفت و گاز را به رقبا باخته است؟

مذاکره با وزارت نفت برای تامین الیاف مصنوعی
دسامبر 8, 2022
قیمت ارز،دلار و سکه
دسامبر 15, 2022

چرا ایران عرصه نفت و گاز را به رقبا باخته است؟

اینکه ما ظرفیت و پتانسیل در بازار نفت‌وگاز و پتروشیمی داریم، بر کسی پوشیده نیست. همه می‌دانند ایران از نظر ذخائر و توان فنی و انسانی مشکلی برای تولید و صادرات ندارد. از نظر موقعیت جغرافیایی و دسترسی به بازارها هم همه چیز برای ایران فراهم است. از وقتی تحریم‏ها شروع شد و شرکت نفت و خود فروش نفت، تحریم شدند و همزمان تحریم‏های هوشمند نفت هم اعمال شد و خریداران را دچار مشکل کرد، دسترسی ما به تکنولوژی و سرمایه هم محدود شد. نفت و گاز یک صنعت سرمایه‌بر است. سالانه باید ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار برای نگهداری از صنایع نفت و گاز سرمایه‌گذاری انجام شود. این تحریم‏ها باعث شده هم سرمایه و هم دانش و تکنولوژی به کشور نیاید و همزمان درآمدی برای سرمایه‌گذاری از محل منابع داخلی هم وجود نداشته باشد. لذا مجبور شدیم تولید نفت را با اراده خودمان کم کنیم و برخی چاه‏های کم‌بازده را ببندیم. صنعت گاز را هم نتوانستیم توسعه دهیم. درحالی‌که بین سال‌های ۹۲ تا ۹۶ موفق شدیم ۵/۲برابر تولید گاز را افزایش دهیم ولی همزمان مصرف گاز هم افزایش پیدا کرد و بعد از تحریم‏های نفتی، توسعه فاز ۱۱ و ۱۴ پارس‌جنوبی و سرمایه‌گذاری گاز در میادین جدید گاز مانند کیش و چالوس هم متوقف شد. ما مثل قطر نیستیم که مصرف داخلی نداشته باشیم، به همین دلیل به بازار صادراتی ترکیه و عراق اکتفا کردیم. از طرفی تعهدات‌مان را در زمستان در همین دو مورد هم نمی‌توانیم اجرا کنیم. این عوامل باعث شده همان‌طور که اوپک می‌گوید در ۱۰سال گذشته ۴۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی را از دست بدهیم. عراق می‌گوید در ۱۱ماه ابتدای امسال ۱۰۷ میلیارد دلار درآمد نفتی از محل صادرات داشته. ما همیشه هم ظرفیت و هم توان‌مان از عراق بیشتر بوده، ولی این باعث تاسف است که درآمد سال گذشته ایران ۲۲ میلیارد دلار بوده است. این درآمد قابل قیاس با بقیه کشورهای حوزه اوپک نیست و متاسفانه ادامه این روند وضعیت تولید را دچار بحران بیشتری خواهد کرد.

سهم دیپلماسی ایران از عقب‌ماندگی توسعه صنایع نفت و گاز چیست؟

تحریم ثمره دیپلماسی ماست. این دو به هم وابسته و پیوسته هستند. ما به‌خاطر این نوع دیپلماسی است که تحریم شده‌ایم. ما دیپلماسی مستقل انرژی و اقتصادی نداریم. ما یک دیپلماسی سیاسی-امنیتی داریم که بر همه ارکان دیپلماسی سایه می‏اندازد. این باعث شده که نتوانیم از ظرفیت‏های کشور استفاده کنیم و فرصت خوبی را که در جنگ روسیه علیه اوکراین به وجود آمده بود، از دست دادیم. اگر درست عمل می‌کردیم می‌توانستیم مثل ونزوئلا از تحریم خارج شویم. اروپا فقط انقدری که اشتیاق داشت، در قضیه برجام میان‌داری کرد. هدفش این بود که روی ظرفیت ایران برای عبور از جنگ روسیه که بیشترین ضربه را به اروپا می‌زند، حساب کند. حتی اگر ایران مستقیم نفت خام خود را به اروپا صادر نمی‌کرد هم باز ورود ایران به بازار نفتی می‏توانست به اروپا کمک کند. ما نخواستیم یا نتوانستیم از این فرصت استفاده کنیم؛ درحالی‌که ونزوئلا که وضعیت‌اش از ما بدتر بود و قدرت مخالفین‌اش در کشور با قدرت دولت برابری می‏کرد، توانست با نوعی سازش داخلی بین موافقان و مخالفان،  آمریکا را قانع کند که اجازه خرید نفت خام ونزوئلا را بدهد. ما نه‌تنها از این فرصت استفاده نکردیم، بلکه با همکاری با روسیه در جنگ اوکراین بهانه‏ای برای تصمیمات دیگر علیه خودمان دادیم. این هم ناشی از دیپلماسی ماست. ما خودمان تصمیم گرفتیم این‌طور زندگی کنیم و در این شرایط مجبوریم بمانیم.

راهکار خروج از این وضعیت چیست؟

برجام. تنها چیزی که می‌تواند جامعه را از این وضعیت خارج کند و مردم احساس کنند که یک چیزهایی دارد عوض می‌شود، آشتی در داخل و احیای برجام در روابط بین‌الملل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *